بازصداي نفسهامو ميشنوم،بعضي شبها نميذاره بخوابم،من ميدونم كه تو ميدوني واسه چيه!
شبها كه حس غريبي مي آيد سراغم منو ياد لحظه هاي آشنايي مي ندازه
كلا شبا مال ما بود يادته!
شبايي كه همه خواب بودن جز من و تو،تازه شب، شروع روز ما بود،تازه همديگرو پيدا ميكرديم به دور از هياهوي روزا.
همه چيز توي شب معني داره واسه من! آخه شب بود كه آرامش ميومد سراغم،يا من ميرفتم سراغش!
حالا شبها مونده برام با يه عالمه دلنوشته.